فرضیه تقسیم بندی اخلاط

در مورد این فرضیه چنین گفته شده که دانشمندان قدیم وقتی خون را برای آزمایش روی زمین می ریزند مشاهده می کنند که قسمتی از خون بسته شده که به ترتیب زیر می باشد:

  1. طبقه اول که پایین ترین قسمت آن می باشد و خون لخته شده سیاه رنگ بوده که از تجمع گلبول های قرمز و فیبرین به وجود آمده را سودا نامیدند.
  2. طبقه دوم که کم رنگ تر بده، مایل به سفیدی است و از لاشه گلبول های سفید و پلاکت ها تشکیل شده و به علت سفیدی، بیشتر شبیه ترشحات بینی و مخاطها است بلغم نامیدند.
  3. طبقه سوم که محتوی ماده رنگی خون رقیق شده یا سرم خون است و بیشترین قسمت خون را تشکیل می دهد و گلی رنگ است به نام خون گلی یا دم نامیدند.
  4. طبقه چهارم یا بالاترین قسمت که مایل به زردی بوده (مخصوصا در افرادی که مبتلا به یرقان باشند واضح تر است) و به علت وجود صفرا سبک شده، بیشتر در روی آن می ایستد و وقتی تکان داده شود کف می کند را زرد آب یا صفرا نامیدند.

شناخت کامل اخلاط

سودا

سودا ماده ای سیاه رنگ است که در کبد تولید می شود و جایگاه اصلی آن طحال است. طبع آن مانند خاک سرد و خشک و مزه آن ترش و گس متمایل به تلخی است. سودای طبیعی همان رسوباتی است که در خون ایجاد گردیده و باعث تیرگی خون می شود. مزه آن بین شیرین و گس و متمایل به تلخ است. سودای طبیعی بعد از تولید شدن در کبد دو قسمت می شود:

قسمت اول: قسمتی که همراه خون در بدن جریان پیدا می کند. وجود آن در خون باعث ایجاد قدرت و استحکام بدن و همچنین تغذیه استخوان ها می شود.

قسمت دوم: قسمتی که از خون خارج شده و به طحال می رود. وجود این ماده در طحال باعث تقویت دهانه معده شده و دهانه معده به وسیله ترشی خود تحریک می کند و همچنین سبب آگاهی انسان از گرسنگی و تحریک اشتها می شود.

بلغم

بلغم مایعی است که در بدن جایگاه خاصی ندارد و در تمام سطح بدن همراه با خون در جریان است. در واقع بلغم خلط خامی است که در صورت پخته شدن به خون تبذیل می شود. مزه این نوع بلغم شیرین است و طبع آن سرد و مرطوب است. وجود بلغم برای اندام های بلغمی که طبیعت سرد و مرطوب دارند مانند مغز و اندام های پرحرکت مانند مفاصل ضروری است زیرا وقتی اندام های بدن قدرت جذب مواد غذایی را از دست می دهند، به وسیله بلغم ذخیره شده در بدن که توسط حرارت تبدیل به خون شده و باعث تجدید نیرو در بدن می شوند.

خون

خون مایعی سرخ رنگ، گرم و مرطوب می باشد که مبداء آن کبد است و از طریق قلب و رگ ها در سراسر بدن پخش می شود و عامل رسیدن غذا به اندام ها است. به این ترتیب می توان گفت خون از مهم ترین اخلاط موجود در بدن است.

خون طبیعی خونی است سرخ رنگ، بسیار شیرین، دارای طبیعتی گرم و مرطوب، که بدون بوی بد باشد. خونی که از کبد خارج شده و به قلب می رود، به دلیل اینکه حامل مواد غذایی، سودا، صفرا و بلغم است، غلظت زیادی دارد. این خون در فاصله کبد تا قلب، آب اضافی و مقداری از سودا، صفرا و بلغم خود را از دست داده بنابراین سرخی، روشنی و روان بودن آن بیشتراز خون قبلی می شود.


صفرا

صفرا مایعی زرد رنگ، تلخ و دارای طبع گرم و خشک است. این خلط در کبد تولید می شود و جایگاه آن در کیسه صفرا است. صفرای طبیعی که همان کف خون است، رنگش مانند خون سرخ است. صفرا مانند خون برای اندام های بدن لازم و ضروری است. صفرا باعث رقیق شدن خون گردیده و عبور آن از مویرگ ها و مجاری باریک را، امکان پذیر می سازد. همچنین ریه اندامی است که نیازش به صفرا بیشتر از اندام های دیگر است زیرا صفرای طبیعی خون، کمک زیادی به انجام عمل دم و باز دم می کند. صفرا باعث پاک شدن و دفع بلغم اضافه از روده ها شده و همچنین باعث تحریک ماهیچه های مقعد در انتهای روده می شود و در نتیجه سبب به وجود آمدن حالت دفع (خروج مدفوع) در انسان می شود.