هومیوپاتی در نظامهاي سلامت


بپویتوین رئیس انجمن پژوهش هومیوپاتی فرانسههومیوپاتی یک شیوه درمانی است که اجزاء زیادي را در بر میگیرد و داراي سه عنصر
اساسی است: بیمار، و شرایط و ویژگیهاي شخصیاش؛ دارو، و ترکیب و فرایند تولیدش؛و پزشک، و رویکردش به درمان و مفاهیم سلامت. توسعه پژوهش و ساختارهاي ارزیابی،به همراه آموزش انتقادي و تحلیلی، به پیشرفت طبابت هومیوپاتی و تعریف نقش بالقوهآن در رابطه با سایر روشهاي درمانی متعارف و غیرمتعارف در نظامهاي سلامت غرب کمک میکند.
هومیوپانی دویستمین سالگرد تولد خودرا در سال 1996 جشن گرفت . در این مراسم هورست سیهوفر، وزیر سلامت آلمان، عنوان کرد که موفقیت هومیوپاتی را ”نمیتوان انکار کرد اگرچه همواره تلاش بر این بوده است “ و ”محصولات هومیوپاتی همیشه ب اید بتوانند اثربخشی خود را ثابت کنند “ [ 1]. در یک همایش سازمان بین المللی پزشکی هومیوپاتی در سال 1994 ، دکتر ژ. ژانگ افسر سلامت سازمان بهداشت جهانی براي طبهاي سنتی به ادغام هومیوپاتی در نظام هاي سلامت ملی کشورهاي متعددي از جمله آلمان، هند،مکزیک، پاکستان، سري لانکا، و انگلستان اشاره نمود [ 2]. او ویژگیهاي هومیوپاتی را رویکرد کل نگرانه به بیمار، تجویز داروهایی که سیستم دفاعی خود بدن را تحریک میکنند، و استفاده از حداقل دز دارو عنوان کرد. دکتر ژانگ درباره مورد آخر اشاره کرد که ”هیچ شکی درباره ایمنی داروهاي هومیوپاتی وجود ندارد چرا که مواد دارویی به کار رفته در داروهاي هومیوپاتی بسیار رقیق شده اند. اما هنوز نگرانی زیادي نسبت به اثربخشی بالینی این داروها وجود دارد .نحوه عملکرد هومیوپاتی هنوز توسط علمپزشکی امروز تأیید نشده است.“این وضعیت معمولاً در ارتباط بین سازمانهاي هومیوپاتی و مسؤولان سلامت ملیو بینالمللی مشاهده می شود:علاقهمندي عمومی به هومیوپاتی در بسیاري از کشورها،ناکافی بودن یافتههاي پژوهشی، و انتظارپیشرفت از همکاريهاي بینالمللی.زمینه تاریخی وتعاریف ارتباطات بین هومیوپاتی و نظامهاي پزشکی غربی پیچیده است. نظام پزشکی غربی رویکردي مکانیکی و فیزیوپاتولوژیک به داروشناسی دارد که اساس آن مواد شیمیایی یاگیاهان هستند و دیگر این که زیست شناختی ومبتنی بر آزمونهاي بالینی است . براي درك این روابط باید به سال 1796 برگردیم، زمانی کههانمن مقاله خود را تح ت عنوان ”مقالهاي درباب یک اصل جدید براي کشف خواص دارویی مواد“ منتشر کرد و طی آن یک روش درمانی بنام هومیوپاتی را پایه ریزي نمود [ 3]. پس از تشریح مفاهیم نظري پزشکی آن زمان، هانمن ایده اصلی روش درمانی جدید را معرفی نمود :یک رویکرد درمانی مخصوص به هر شکل برآمده از شرایط، تأثیرات دوگانه و معکوس داروها، وعملکرد درمانی داروها به دلیل تشابه بینعلامتهاي وضعیت غیرطبیعی که ایجادمیکنند و علامتهاي وضعیت ”طبیعی“ که در بیمار مشاهده می شود. هانمن و شاگردان وپیروان او براي دستیابی به کاربرد عملینشانهشناسی داروها به سه منبع اطلاعاتی روي آوردند:
آزمایش کردن روي افراد سالم، ابتدابا دزهاي غیرسمی و سپس دزهاي بسیار ضعیف اطلاعات سمشناسی و داروشناسی آن زمان نتایج مشاهدات درمانی ·این رویکرد داروشناختی اگرچه اصیل بود، به جدایی از طب و داروشناسی رایج آن زمان منجر نشد و ا فراد زیادي به تبعیت از تروسو اعتقاد داشتند که نظام پزشکی هومیوپاتی داراي ”رویکردي بسیار ارزشمند به خواص داروها“ است، اگرچه در کار تجربی اش خالی از ”توهمات سیستماتیک “ نبود. بنابراین هومیوپاتی داراي تمام جاذبه هاي یک علامتشناسی دقیق بود اما در عین حال دچار
مشکل چگونگی غربال کردن انبوه علائم با منشأهاي غالباً مشکوك نیز بود. مفهوم تشابه که براي درمان به کار میرود و به خوبی ”پزشکی مشابهها“ را تشریح می کند، منشأ بروز مشکل نیست . هانمن در هنگام معرفی ” مشابه مشابه را درمان می کند “ به عنوان یک قاعده جهانی، بسیار ن سبت به این مفهوم متعصب بود. من احساس می کنم که لغت درمان که گاهگاهی از آن استفاده می کرد.
در حقیقت بیشتر مناسب فرضیه عملکرد فارماکولوژي است، و میتوان آن را به روشهاي متعددي که کاملاً با رویکرد بیولوژیک امروزي،
بخصوص براي ایمنی شناسی و حساسیت شناسی، سازگار هستند بیان نمود.مشکل اصلی بعداً بروز کرد که مربوط به روش تهیه محصولات هومیوپاتی و دزهاي به کار رفته بود (حتی در حال حاضر هم یک داروي هومیوپاتی نه با موارد استفاده و جایگاه آن در یک رده درمانی، بلکه با روش تهیه آن تعریف میشود). هنگامی که هانمن براي جلوگیري از اثرات نامطلوب برخی داروها (مانند نمکهايجیوه و گیاهان سمی ) شروع به کاهش دز کرد، داروسازي هومیوپاتی به تدریج توسعه یافت .
هنگامی که هانمن پس از گذشت بیست سال از بنیانگذاري هومیوپاتی، روش تهیه داروها را با رقیقسازي مداوم با نسبت یک صدم تعریف کرد و استفاده از محلولهاي با رقت بالا را پیشنهاد داد، داروسازي هومیوپاتی شکل گرفت. این مسأله هنگامی روشن شد که هانمن در کارهاي نظري خود در اواخر عمرش، فرایند رقیقسازي را یک نوع ”پویاسازي“ عنوان کرد که امکان دسترسی به خواص دارویی غیرمادي را بر اساس"اصل حیاتی“ فراهم میکند.
جالب توجه است که این مشکل به هومیوپاتی کمک کرد تا در دو عرصه گسترش یابد [ 4]: عرصه فرهنگی در کشورهایی نظیر هند
که نظامهاي فکري ایدههاي فلسفی موازي با هومیوپاتی ارائه کردند؛ و عرصه علمی در جستجوي مکانیزم هاي عملکردهاي فیزیکوشیمیایی که به پژ وهشهاي جدي وجالب بسیار و نظریه هاي متعددي منجر شد که غالباً بنیاد مستحکمی نداشتند و گاهی بیش از حد به افکار عمومی عرضه می شدند. بحث حافظه آب“ مثال خوبی براي این قضیه است که در مورد آن بیش از مطالب علمی و شایان بررسی عمیق، جزئیات بی اهمیت زیادي به افکار عمومی عرضه شده است.
هانمن در سالهاي پایانی عمر خود اصول پایهاي هومیوپاتی را در کتابی درباره بیماري هاي مزمن توسعه داد و در آن زمینههاي شکلگیري بیماريهاي مزمن و توالی و تناوب دوره هاي پاتولوژیک مختلف را تشریح کرد . در هومیوپاتی این زمینه ها می تواند از طرفی مایه تعصب هومیوپاتها و اصرارشان به ترکیب آنها با مفاهیم متروك و قدیمی شود، و از طرفی میتواند نقاط مرجع جالب توجهی در طبابت روزمره باشد و نظر دقیق تري را براي زمینه و سابقه بیماران و تلاش جهت ارتقاي سطح سلامت آنها در طولانیمدت ارائه کند.
تعریف بهتري از هومیوپاتی را میتوان در عنوان یکی از مراجع یافت [ 5]: ”طب مبتنی بر آزمایش“ [و تجربه]. این تجربه است که یک
علامتشناسی دقیق را می سازد، علامتشناسی اي که اعتبار آن باید بررسی شود :
دیدگاه کلنگرانه به هر بیمار و رویکرد تجربی به زمینه و سابقه او، و تجویز داروهایی که در آنها هیچگونه سمی وجود ندارد، که باعث تردید در وجود پایه علمی براي آن می گردد . سؤال دیگري که در اینجا مطرح است چگونگی تطبیق هومیوپاتی با فرهنگ هاي مختلف است که باعث تنوع زیادي در روش تجویز شده است . امروزه روح نظام“ تنها به کسانی توجه دارد که به تعصبات اصلی هومیوپاتی پایبندند و فراموش کرده است که بنیانگذار هومیوپاتی تا پایان عمر خود مشغول توسعه نظریات و اصلاح کار خود بود.هومیوپاتی و ارتباط آن با نظا مهاي سلامت امروز مرور دقیق تمامی این فعالیت ها امکان پذیر نیست و ما تنها به ذکر نمونه هایی از ارتباط هومیوپاتی با نظام هاي سلامت در فرانسه، اروپا، و برزیل اکتفا می کنیم : در فرانسه، که طی چند سال اخیر آموزش، پژوهش بنیادي و  ارزیابی در بسیاري از امور مرکز توجه بوده است؛ در اروپا، که اخیراً گزارشی درباره طب جایگزین تسلیم پارلمان اروپایی شده است؛ و در برز یل، که هومیوپاتی یک تخصص پزشکی محسوب میگردد.
هومیوپاتی و نظام سلامت فرانسه هومیوپاتی در فرانسه جایگاهی متناقض دارد. داروهاي هومیوپاتی در فارماکوپه هاي فرانسه درج شدهاند، عموماً توسط نظام امنیت عمومی فرانسه تأمین هزینه می شوند، و به طور صنعتی و بر اساس شی وهنامه منتشر شده در سال 1992 تولیدمیشوند. دو عدد از آزمایشگاههاي مربوطه جزء پیشروان بازار داروهاي هومیوپاتی در جهان هستند . این
وضعیت محبوبیت هومیوپاتی را نشان می دهد: یک بررسی که در سال 1992 توسط یک بنگاه انجام (IFOP) نظرسنجی عمومی در فرانسه گرفته نشان داد که 36 % مردم فرانسه به صورت معمول یا اتفاقی از داروهاي هومیوپاتی استفاده میکنند، و بررسی هاي دیگر نشان داده است که60% فرانسويها طرفدار استفاده از آن هستند با این وجود، موقعیت سازمانی پزشکان هومیوپات هنوز ناپایدار است؛ آنها در بیمارستانها و نظا م آموزش پزشکی وضعیت خوبی ندارند، تقریباً فقط به طور خصوصی فعالیت میکنند، آموزش آنها اکثرا خصوصی است، و این ”روش درمانی“ توسط مجمع خودتنظیم حرفه پزشکی فرانسه به صورت رسمی تأیید نشده است. روند کنونی در زمینه پژوهش بالینی، پژوهشهاي بنیادي، و آموزش نشانگر آ غاز حرکت به سمت تغییر این وضعیت است. پژوهش بالینی . در سال 1983 دکتر میشل اوبین، یکی از پیشروان فعالیتهاي سازمانی در زمینه آزمونهاي کنترل شده هومیوپاتی در فرانسه، مذاکراتی را با هیأت مدیره داروهاي پزشکی و داروسازي درباره پژوهش بالینی آغاز کرد .

 او در سال 1984 از تشکیل یک گروه کاري براي آزمون هاي هومیوپاتی کنترل شده تحت نظارت اتحادیه ملیپزشکان هومیوپات خبر داد.

 هدف این مجموعه تهیه پروتکل هایی بود که هم روش هاي رایج و هم قوانین هومیوپاتی را در بر بگیرد . در سال 1985، هنگامی که ژورژینا دوفو ،وزیر امور اجتماعی، هیأتی را مرکب از اعضاء سازماند و دو پزشک (INSERAM) پژوهش ملیهومیوپات تشکیل داد این امر محقق گردید . این هیأت که ”گروه پژوهش و آزمون هاي بالینی نام گرفت بر آن شد (GRECHO) “ هومیوپاتی که دو رویه اتخاذ کند:فعالیت کوتاهمدت :
 انجام دوباره یک پژوهش  منتشر شده درباره تأثیر اوپیوم و رافانیا بر حرکت مجدد مواد در روده پس از عمل لاپاروتومی. دلیل انتخاب این موضوع این بود که در این زمینه قبلاً دو آزمون مقدماتی انجام شده بود و تفاوتی بینداروهاي هومیوپاتی و دارونما مشاهده شده بود. اگرچه این آزمون نماینده درمان هومیوپاتی نبود، و گرچه هیأت مربوطه انجام آن را تصویب کرده (GRECHO)بودند، در کاربرد عمومی نتایج آن تردید کردند.
 فعالیت میانماید: کمک به بهبود ارزیابی اثرات داروهاي هومیوپاتی در درمان به صورت فردي. دو زمینه منتخب عبارت بودند از درمان عفونتهاي دستگاه تنفسی فوقانی در کودکان، و درمان پیشگیرانه تبخال لبی.در عمل به دلیل آنکه بودجه دو آزمون دیگر در سال 1986 قطع شد، تنها آزمون اول (روي اوپیوم و رافانیا) انجام گرفت.در مارسThe Lancet 1988 ، نتایج آزمون ها در مجله منتشر گردید و حاکی از آن بود که نه اوپیوم5 هیچکدام در بازیابی CH 15 و نه رافانیا CHحرکت رودهها پس از لاپاروتومی مؤثر نبودند .

 در پی این گزارش، لوموند مقاله اي تحت عنوان”هومیوپاتی بی تأثیر است“ چاپ کرد که منجر به بحثهاي زیادي گردید. پژوهش و آموزش. در همین زمان بررسی La متعادل تري توسط یک فرد علمی در مجلهچاپ شد که با من، به عنوان یکی Recherche تماس گرفته بود: ،GRECHO از اعضاء”آیا نتایج منفی این آزمون به معناي آناست که باید هومیوپاتی را عموماً بی تأثیر قلمداد کنیم؟ اعضاء این گروه تحقیقاتی، چه هومیوپات چه غیر آن، هنوز در این زمینه محتاط هستند وعقیده دارند که نمی توان این نتایج را به زمینه هاي دیگر هومیوپاتی توسعه داد … از نظر هومیوپاتی، مسأله ”فردیت “ در این آزمون رعایت نشده است . دکتر ب. پویتوین که اخیراً یک ارزیابی کلی از هومیوپاتی به وزارت سلامت ارائه کرده است عقیده دارد که سه آزمون، هر قدر هم که دقیق باشد، کافی نیس ت و حداقل شاید30 آزمون لازم باشد تا بتوان ارزیابی صحیحی از هومیوپاتی به عمل آورد . از همه مهمتر، گروههاي تحقیقاتی باید به طور مستقل و فارغ از ماجراهاي سیاسی کار کنند. اما با توجه به منتشر کرده، GRECHO نتایج نامطلوبی که بسیار بعید به نظر میرسد که چنین آزمونی تکرار گردد .

 این امر باعث تأسف است بخصوص که فرانسه کشوري است که در آن بیشترینتعداد بیماران از هومیوپاتی استفاده می کنند“.[6]
کمیسیون دیگري در وزارتخانه مسؤول آموزش بود . همه آموزشکده هاي هومیوپاتی برنامهاي براي مدرك بیندانشگاهی در هومیوپاتی طراحی کرده بودند. بر خلاف هومیوپاتی، چنین تأییدیه هایی براي طب سوزنی سازمانیافته شده است . از دو سال قبل تا کنون،در پی تقاضاي هیأت اجرایی انجمن ملی پزشکان هومیوپات فرانسه، هیأتی مرکب از اعضاي شوراي پزشکان فرانسه، افراد دانشگاهی، و پزشکان هومیوپات مشغول طراحی یک درجه بیندانشگاهی هستند. شوراي پزشکان گزارش این هیأت را بررسی کرده و پیشنهاد سازماندهی یک درجه را داده است. در طی کار هیأت روي فعالیتهاي ارزیابی، اجماع حاصل شد که این فعالیتها باید در فرانسه توسط دانشگاه ها افزایش یابد.
ارزیابی. به طور کلی در مورد آزمون هاي بالینی منتشر شده در متون بین المللی بررسیهایی انجام گرفته و نظرات مختلفی درباره چگونگی انجام آزمونها در آینده ارائه شده است.
 .بنابراین، دو پژوهشگر فرانسوي می گویند:
”آزمونهاي تصادفی در مقیاس بالاي لازم براي ارزیابی اثرات احتمالی می تواند هزینه هاي زی ادي
داشته باشد که بیش از ارزش و فایده آنها باشد “7].به نظر آنها بعید است که نتایج اینگونه ] آزمونها تأثیري در دیدگاه پزشکان و بیمارانداشته باشد، اما دلایلی براي نظر خود ارائه نمیکنند.سه اپیدمیولوژیست هلندي در مرور خود8] بر 107 آزمون هومیوپاتی کنترل شده اشاره ] کردند که 15 مطالعه از 22 ”بهترین مطالعات “ نتایج مثبتی داشتهاند.

از نظر آنها انجام آزمونهاي کنترل شده بیشتر ضروري است . ”به نظر ما براي اثبات بیشتر امر باید تعدادي آزمون کنترلشده به درستی و با دقت به صورت کور دوجانبه بر روي تعداد زیادي از انسان ها انجامبگیرد.
 با توجه به نتایج تحقیقات منتشر شده و میزان بالاي استفاده از هومیوپاتی، انجام چنین آزمونهایی منطقی است .

“ اخیراً پیشنهادهاي مشابهی توسط گروه کاري اروپایی ارائه شده است (ر.ك. پایین). ارزیابی اثرات هومیوپاتی در وضعیتهاي پاتولوژیک گوناگون ضرو ري است.
اما منابع و ساختارهاي لازم براي این کار فعلاً در دسترس جامعه هومیوپاتی فرانسه نیست .خوشبختانه در بقیه اروپا و ایالات متحده وضعیت به گونه دیگري است.

 متون موجود در مورد ارزیابی هومیوپاتی شامل کارهاي علمی دیگري نیز می شود [ 9] که عمدتاً در زمینه زیستشناسی هستند. به این آزمونها که به بحث ”حافظه آب“ محدود نمیشوند، مرتباً در متون مرجع اشاره می گردد .
این امر به توسعه بحث تجربی درباره آثار رقتهاي بسیار بالا و هدف گیري بیولوژیک داروهاي هومیوپاتی کمک میکند.هومیوپاتی در اروپا به تازگی گزارشی درباره پزشکی هاي جایگزین تسلیم پارلمان اروپا شده است . کمیته نماینده پزشکان اروپایی که انجمن پزشکان فرانسه عضو آن است مخالفت خود را با گزارش اعلام کرد و اذعان نمود که پیش از مداخله درمانی تشخیص باید انجام گیرد و تنها آموزش.[ پزشکی میتواند این نیاز را برآورده کند [ 10
کمیته نماینده پزشکان افزود :

”غیرممکن است به روشهایی که آزمایش نشده اند میدان بدهیم، وقتی که حتی استادان آن روشها تن به ارزیابی
نمیدهند“.گزارش درباره وضعیت پزشکی هاي غیرمتعارف نهایتاً در 29 مارس 1997 با اصلاحاتی پذیرفته شد . قطعنامه مربوطه از هیأت اروپایی خواست که براي بررسی ایمنی، مسائل اجرایی، و زمینه کاربرد و مکمل یا جایگزین بودن هرکدام از روشها آزمونهایی انجامدهد.

در مورد هومیوپاتی به طور اخص، موضعگیري پزشکان اروپایی مشابه موضعگیري پزشکان فرانسوي بود که به لزوم تشخیص
پزشکی و تضمین کیفیت آن در آموزش پزشکی اشاره داشتند. با این حال، نظریات کسانی که از روشهاي درمانی آزمایشنشده و غیرمستند حمایت میکنند هیچ ارتباطی به هومیوپاتهاي فرانسوي و اروپایی ندارد . همانطور که انجمن پزشکان فرانسه به خوبی می داند، پزشکان هومیوپات در کمیته همگی ط رفدار انجام ارزیابی هستند. پزشکان پارلمان اروپا نیز از این تمایل آگاه هستند، چرا که این پارلمان بود که در دسامبر 1993 از کمیسیون اروپایی خواست تا شرایط لازم براي پژوهش علمی در زمینه هومیوپاتی را بررسی کند.
در پی این درخواست، یک گروه پژوهشی مرکب از هومیوپات هاي متخصص در پژوهش، پژوهشگران بالینی و داروشناسی، و
شیوهشناسها در سپتامبر 1994 تحت حمایت کمیسیون اروپایی تشکیل گردید . این گروه 16 نفره به مناسبت دویستمین سالگرد تولد هومیوپاتی گزارشی را در سپتامبر 1996 منتشر کردند [ 1،10 ] و در آن هومیوپاتی را براي ارزیابی تأثیرات بالینی مناسب دانستند و اذعان کردند که این روش درمانی داراي اجزاء متنوع و زیادي است [ 11 ].

 همین گروه اسناد دیگري از جمله یک فرهنگ لغات مرجع و بخصوص یک ابرتحلیل از آزمون هاي بالینی گذشته منتشرنمود. براي مجموع نتایج 15 آزمون مناسب، این بررسی تفاوت آم اري زیادي را به نفع هومیوپاتی نشان داد، اما تحلیل حساسیت مشخص کرد که به دلیل کیفیت پایین آزمونها و گزارشهاي آزمونها باید در نتیجه گیري نهایی احتیاط نمود12 ]. به قول دکتر پیتر فیشر، یکی از اعضاي ] گروه، روماتولوژیست، و مدیر پژوهشی بیمارستان سلطنتی هومیوپاتی لندن،هومیوپاتها نباید به این نتایج راضی باشند و.[ باید بیشتر کار کنند [ 12با همکاري پروفسور فلاویو دانتاس، فیشریک جلسه علمی ترتیب داد تا نتایج طبابت روزمره هومیوپاتی را ارزیابی کند . براي ارتقاء کیفیت طبابت هومیوپاتی اولین کار صحت گذاري و ارزیابی قابل یت اطمینان یافتههاي پزشکی است. دانتاس به دقت منابع علامتشناسی هومیوپاتی را بررسی کرده و دویست سال پس از تروسو به این نتیجه رسیده که اثرات دارویی هومیوپاتی، بر اساس آزمایش روي انسانها، بیش از آنچه بوده تخمین زده شده است. این مسأله به گرد آمدن داده هاي غیرقابل اطمینان و تجویزهاي نامناسب منجر شده است. مشاهده شده است که پویایی نقادانه هومیوپاتهاي لندن مربوط به مزیت آنها در برخورداري از بیمارستان هومیوپاتی و حمایت سلطنتی است که در آن هومیوپاتی انجام، ارزیابی، و تدریس میشود. بنابراین علاقه مندي به ارزیابی کا رایی بالینی هومیوپاتی در اروپا واضح است . در هر حال سه نوع محدودیت در این راه وجود دارد: تنوع زیاد روش هاي تجویز داروهاي هومیوپاتی در مکاتب مختلف ناآگاهی نسبت به مکانیزم عملکرد رقت هاي بالا، که در نتیجه آن فاکتورهاي مهمی مانند فارماکوکینتیک داروها و مدت تأث یر آنها ناشناخته است.

 تعداد کم بیمارستانهایی که از هومیوپاتی ·استفاده میکنند. بیمارستان سلطنتی هومیوپاتی لندن جزء موارد استثنا در اروپاست، و در تلاش براي تدوین پزشکیهاي جایگزین و ایجاد یک نظام طبابت بر پایه شواهد حقیقی، مطالبی در مورد پیشرفت پژوهش در زم ینه این پزشکیها منتشر کرده است. هومیوپاتی در قاره آمریک ا: ایالات متحده و برزیل پس از پیشرفتهاي چشمگیر هومیوپاتی
در قرن نوزدهم که حدود سال 1900 به اوج خود رسید، هومیوپاتی در ایالات متحده کاملاً با نظریات حیاتگرا در هم آمیخت و از رقابت با پیشرفتهاي علمی پزشکی باز ماند [ 4،5 ].

 بر خلاف فرانسه که هومیوپات ها در آن سنت بالینی خود را حفظ کردند، در ایالات متحده حرکت به سمت مباحث پیچیده و سنگین باعث به حاشیه رفتن هومیوپاتی گردید . با این وجود، در سال 1993 با تشکیل اداره اي براي مطالعه روشهاي طبابت غیرمعمول تحت نظ ارت سازمان ملی سلامت، تغییراتی حاصل شد . در حال حاضر در پژوهشکده طب جایگزین (بیمارستان بث اسرائیل و آموزشکده پزشکی هاروارد)، با همکاري گروه پژوهش هومیوپاتی در کمیته اروپایی کارهایی در حال انجام است .

 اداره طب جایگزین، که در آن هومیوپاتی تنها یکی از زمینههاي مورد مطالعه است، رویکردي تجربی (آزمونهاي بالینی و بیولوژیک ) داردامافاکتورهاي اقتصادي، جامعه شناسانه، فلسفی، و معنوي را نیز که باعث گرایش بیماران و پزشکان به طبهاي جایگزین میشوند در نظر میگیرد. در برزیل که ساختار نظام پزشکی آن بر پایه مدل ایالات متحده تنظیم شده، از سال 1992 هومیوپاتی به عنوان یک تخصص شناخته شده است و بخشی از برنامه هاي سلامت ایالتهاي مختلف برزیل را تشکیل می دهد .
هر دو سال یک همایش بینالمللی براي تحقیقات سازمانی در زمینه هومیوپاتی برگزار می شود و به بررسی تمامی جنبه هاي پیشرفت، از مسا ئل جامعهشناسانه تا پژوهش هاي بنیادي، می یردازد و طبابت هومیوپاتی را ارزیابی می کند.

بین مراکز دانشگاهی، انجمن هاي پزشکی، و داروسازيهاي مختلفی که ما در برزیل از آنها بازدید کردیم، سه تاي آنها تأثیر زیادي در گنجاندن هومیوپاتی در نظام سلامت کشور داشتهاند:
سازمان هانمن برزیل (ریو دو ژانیرو)، که·آموزشها و ساختار درمانگاه سرپایی آن امکان مطالعات مقایسهاي را فراهم میکند، در حالی که دسترسی به خدمات را براي مردم فقیر منطقه آسان میکند. انجمن پائولیست (سائو پائولو )، که کارش به· خوبی با نظام سلامت عمومی ایالت اد غام شده است.

 دانشگاه فدرال اوبرلاندیا، که در آن پروفسور· دانتاس، مدیر سابق دانشکده و مدرس اخلاق و درمان هومیوپاتی، شروع به معرفی پژوهش هومیوپاتی و ارزیابی نقادانه متون کرده است. پیشنهادهایی براي ادغام بیشتر هومیوپاتی در نظامهاي پزشکی غربی با نگاه سریعی به ویژگیهاي ”پزشکی“ هومیوپاتی، مستقل از تعصبات موجود در آن و ارتباطش با نظامهاي سلامت غرب، میتوانیم پیشنهادهایی براي روالهاي ارزیابی طبابت14 ]، توسعه آموزش، و بهبود طبابت ارائه دهیم. ]کسب اطلاعات بیشتر درباره تداول، ·هزینهها و راههاي استفاده ازهومیوپاتی در ایالات متحده [ 15 ] واسترالیا [ 16 ] براي همه پزشکی هاي غیرمعمول چنین مطالعاتی انجام شده است .

در این کشورها، متخصصان آگاهی از میزان فایدهاي را که از صرف هزینه براي طب هاي جایگزین بدست می آید مسؤولیت خود میدانند.
ارتقاء کیفیت طبابت هومیوپاتی،  بخصوص به روشهاي زیر کسب درك عمیق تري از هومیوپاتی و -بخصوص علامتشناسی آن. این امر مستلزم انجام آزمون هاي جدید روي افراد سالم و به روز کردن یافته هاي سمشناسی و حساسیت شناسی براي برخی داروها است تا علامت هاي قابل اطمینانی بدست آید. عدم تجویز دارو تنها بر اساس علا ئم و -نشانه ها، بلکه در نظر گرفتن تأثیرفیزیوپاتولوژیک آنها به عنوان تابعی  از ترکیب و تروپیزم . این کار در طبابت کنونی آغاز شده است.
مقایسه روشهاي مختلف طبابت هومیوپاتی، که براي تدوین استاندارد ضروري است.
ارتقاء پژوهش بالینی و ارائه خدمات بیمارستانی به پزشکان هومیوپات، تا بتوان آزمونهاي کنترلشده را بر اساس واقعیات طبابت انجام داد.
توسعه انواع مختلف آزمون هاي بالینی-بسته به داروهاي هومیوپاتی مورداستفاده: داروها در رقتهاي پایین کاملاً با متدولوژي کلاسیک منطبق هستند، اما براي داروهاي با رقت بالا باید تغییراتی در پروتکلهاي موجود داد.در نظر گرفتن اطلاعات سطح زندگی و-وضعیت اقتصادي در بررسیها. توسعه پژوهشهاي بنیادي  انجام پژوهشهایی بر روي مکانیزمهاي -فیزیوپاتولوژیک حاکم بر داروها. این کار که باید بیشتر به ابتکار لابراتوارهاي داروسازي هومیوپاتی صورت بگیرد میتواندبا همکاري دانشگاه ها یا مسؤولان مربوطه انجام شود. چنین کاري به تازگی در مورد رقت هاي ضعیف آلکالویدهاي .[ کوکولوس انجام گرفته است [ 17انجام پژوهش هاي فیزیکوشیمیایی ، - بخصوص روي خواص اسپکتروسکوپیمحلولهاي بسیار رقیق [ 4،9 ]؛ وجود دمکانیزمهاي قابل توجیه م یتواند به پذیرش نتایج پژوهشهاي بالینی کمک کند [ 8]؛ این امر می تواند موضعگیريهاي فرهنگی را، بخصوص در میان دانشمندانی که هومیوپاتی را یک”مسخرگی مولکولی “ میدانند، تغییر دهد؛ تناقض در اینجاست که اگر روشهاي مسخره نتایج عملی به همراه دارند، شایسته بررسی علمی هستند.

 توسعه آموزش نقادانه در هومیوپاتی در آموزش دانشگاهی، با ارائه اطلاعات به -دانشجویان و سپس با ارائه مدرك بین دانشگاهی تا کسانی که به این شیوه تحصیل کرده   اند بتوانند پس از تشخیص از هومیوپاتی در طبابت خود استفاده کنند.
در طی ادامه تحصیلات پزشکی، با اضافه-کردن مزایاي آموزش پزشکی متعارف به روشهاي درمانی غیرمتعارف. حفظ جنب ههاي ”انسانی“ طبابت  هومیوپاتی با استفاده از هر آنچه که در مشاوره -پزشکی به سود ارتباط بیمار با پزشک است، تا آگاهی نسبت به بیماري افزایش یابد و به بیمار براي حفظ سلامتش کمک شود. با حفظ سنت بقراطی، بخصوص با -مطالعه اندرکنشها با محیط و ترکیب رویکرد هاي فردي و کلی به بیمار؛ هومیوپاتی ”پزشکی فرد“ است. قدمت هومیوپاتی به 200 سال می رسد و به همراه طب سوزنی، طب گیاهی، و استئوپاتی در زمره متداولترین روشهاي درمانی غیرمعمول در جهان است . هومیوپاتی بخشی از میراث گذشتگان ماست چرا که هزینه هاي کمی دارد، تا جایی که بخشی از تشخیص است تجویزهاي آن ایمن است، و در تهیه داروهاي آن فناوري سادهاي به کار می رود که البته به تجربه و دانش زیادي احتیاج دارد. اگر هومیوپاتی کار می کند، با توجهش بر سه محور دارو، روش تجویز، و رویکرد به بیمار و بیماري، میراثی است که به طور مساوي به همه ما تعلق دارد :

 بیمارانی که داروها را مصرف میکنند، پزشکانی که آنها را تجویز می کنند، لابراتوارهایی که آنها را تولید می کنند، مؤسسات و ناشرینی که اطلاعات دارویی را منتشر میکنند، و نظام هاي سلامت که تلاش می کنند تا هزینهها، منافع، و خطرات چنین فعالیت هایی را تنظیم کنند. بحث درباره بهبود روابط میان مؤسسات هومیوپاتی و نظام هاي سلامت غربی با توسعه آموزش و ارزیابی، بحثی تخیلی وایدهآلگرایانه نیست، بلکه بیان واقعیتی پیچید است که همکاري را غیرقابل اجتناب میسازد.

مراجع:

1. Abbott A, Syelger M. Support for
scientific evaluation of homeopathy stirs
controversy. Nature, 1996, 383: 285.
2. Zhang X. Communication to the
Congress of the IMHO, Paris, 20-22
September 1995.
3. Histoire et fondements conceptuels de
l'homeopathie [History and conceptual
foundations of homoeopathy]. In:
Encyclopedie de medecine naturelle. Paris,
Frison-Roche, 1995, 7-98.
4. Poitevin B. Ombre et lumiere sur
l'homeopathie. Un defi pour demain [Light and
shade on homoeopathy. A challenge for
tomorrow]. Moulin-Les-Metz, Maisonneuve,
1993.
5. Demarque D. Homeopathie, medecine
de l'experience [Homoeopathy, medicine of
experiment]. Moulin-Les-Metz, Maisonneuve,
1982.
6. L'homeopathie: un enterrement
scientifique [Homoeopathy: a scientific burial].
La recherche, 1988, 199: 572.
7. Hill F, Doyon F. Review of
randomized trials of homeopathy. Revue
epidemiologique de sante publique, 1990, 38:
139-147.
8. Kleijnen J, Knipschild P, Ter Riet G.
Clinical trials of homeopathy. British medical
journal, 1991, 302: 316-323.
9. Poitevin B. Les grandes directions de
la recherche en homeopathie [The main lines
of homoeopathy research]. In: Encyclope آdie
de medecine naturelle.Paris, Frison-Roche,
1995, 111-125.
10. Les medecins europeens contre la
reconnaissance des "medicines
complementaires'' [European medical
practitioners against recognition of "alternative
medicines'']. Le quotidien du medecin, 1997,
6052: 27.
11. L'homeopathie dans le giron de la
science? [Homoeopathy in the bosom of
science?]. La recherche, 1996, 292: 10-11.
12. Taking the homeopathic knowledge
base into the 21st century. Pharmaceutical
journal, 1997, 258: 247.
13. Dantas F. How can we get more
reliable information from homeopathic
pathogenetic trials? British homeopathic
journal, 1996, 85: 230-236.
14. Poitevin B. Evaluation de
l'homeopathie [The evaluation of
homoeopathy]. In: Encyclopedie de medecine
naturelle. Paris, Frison-Roche, 1995, 143-147.
15. Eisenberg DM et al. Unconventional
medicine in the United States. Prevalence,
costs, and patterns of uses. New England
Journal of Medicine, 1993, 328: 246-252.
16. MacLennan A, Wilson DH, Taylor
AW. Prevalence and cost of alternative
medicine in Australia. The Lancet, 1996, 328:
246-252.
17. Reber A et al. Optokinetic and
vestibulo-ocular reflex adjustment by GABA
antagonists. Behavioural brain research, 1996,